تبليغاتX
فقط خودم فقط خودت

فقط خودم فقط خودت

قراره زندگیمونو بسازیم

شاعر و فرشته

 

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت
و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

خدا گفت : دیگر تمام شد.
دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است
و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ.


---------------------------

و حال تو فرشته ای هستی و من نیز شاعری ...!

 

---------------------------

سلام به خانومیه گلم ...

بعد از یه مدت طولانی که همیشه احساس شرمندگی میکردم تونستم به دو تا از قول هام

 

با هم عمل کنم ... و دو تا خواسته ای که بهترینم ازم داشت رو انجام بدم ... خوشحالم چون

 

خوشحالیش رو می بینم ...

 

دوستت دارم عزیزم ...

 

خیلی بیشتر از خیلی ...

 

یا علی

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت20:48توسط معشوق | |

سلام به همه دوستان و سلام مخصوص به شوهر گلم

 

امروز سه شنبه ست و شوهری نیشابور کلاس داره و واسه اولین بار تو این ترم رفته کلاس

 

منم خیلی دلم براش تنگ شده انگار ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ ساله ندیدمش

 

دیشب شوهریه گل من منو حسابی سورپرایز کرد

 

حدس بزنین چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

شوهریه شیطون من کافی شاپ دانژه رو پیدا کرد و منو برد اونجا

 

خیلی برام جالب بود

 

حتی جای میز شهریور رو هم پرسید

 

دانژه هم جای دنج و آرومی بود و هم خیلی دکور شیکی داشت

 

یه بستنی خوشمزه هم داشت و البته گرونننننن

 

ولی خوش گذشت و به من یکی خیلی خیلی حال داد

 

اومدم اینجا که هم تجربه اولین بار رفتن به دانژه رو خاطره کنم و هم از شوهریه گلم تشکر کنم که

 

اینقد ناز و مهربونه و منو اینجوری خوشحال می کنه

 

دوستت دارم نفسم

 

دلم برات خیلی تنگ شده

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت13:14توسط عاشق | |

قرارمون ساعت ۱۰

دانژه رو میز شهریور

بعد شبای تلخ و بد

بعد روزای در به در

 

با کفشای پاره میام

با دل بیچاره میام

درست مثه خوده خودم

شکل یه آواره میام

 

لباساتو عوض نکن

لباس عاریه نگیر

اصلا بذار داد بزنن

به هر دو مون بگن فقیر

 

توی زمونه اینا

با عشقای پلاستیکی

وقتی میمیرن عاشقا

هر روز واسه چشم یکی

 

ما از همه غنی تریم

خاتون سر به زیر من ...

 

 

 

پ.ن : دانژه نام کافی شاپی در مشهد

 

 

سلام به همه و یه سلام مخصوص به شوهری گلم

 

اومدم خبرای خوب بدم

 

میدونم بیشتر از دو ماهه نیومدم اینجا ولی بد نیس بدونین این دوماه خیلی سخت و پرکار بوده

 

و بعد از این هم خیلی خیلی خیلی پرکار تر

 

درست سه هفته بعد از فوت پدرم کاری واسم جور شد که همیشه دوست داشتم داشته باشمش

 

و بیشتر از من بابایی دوست داشت من اینکارو انجام بدم که دیگه خدا نخواست بابام منو تو این موقعیت

 

کاری ببینه ۲ ساله که دارم دنبالش میدوم و زمانیکه شرایط مالیم اوکی بود و بابایی زنده بود نشد

 

ولی بازم حالا که تو بدترین شرایط مالی بودیم شد و بازم خدا رو شکر

 

ممنون از شوهر گلم که واسه تاسیس آموزشگاه خیلی از هر نظر هوامو داشت و کمکم کرد

 

و کاش فقط یه لحظه بر می گشتیم به قدیم و بابام هم همه چی رو میدید

 

خبر خوب دوم مربوط به شوهریه

 

که از اون کار قبلی اومد بیرون و الان آی اس پی زده و خدا رو شکر کار اون از من بهتر جواب داده

 

با اینکه از لحاظ مالی واقعا صفر و حتی زیر صفر هستیم همه چی میگذره و اگه خدا بخواد

 

 رو به بهتر شدنه اوضاعمون 

 

عشق من هیچ وقت فکر نکن که خالی بودن دستات منو از تو دور می کنه

 

من دوستت دارم بیشتر از همیشه

 

اگه بعضی وقتا بهونه گیر میشم و شاید بد اخلاق بذار به حساب شرایط بد روحی و افسردگیم

 

دوستت دارم بیشتر از اون چیزی که فکر کنی

 

 

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت12:51توسط عاشق | |

 

تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق، پر از اینه و شمعدون

الهی که همیشه واسه تبریک امروز

بیان یه عالم عاشق، بیاد هزار تا مهمون

ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه

عاشق مهربانی تؤام…. برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی

تولدت مبارک

بهترینم تولدت رو هزاران بار بهت تبریک می گم ...

امیدوارم که همیشه با هم خوب و خوش و خرم باشیم و هزاران بار دیگه

تولدت رو بهت تبریک بگم ...

دوستت دارم ...

بازم تولدت مبارک

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت10:8توسط معشوق | |

 

سلام ...

سلام به همدم همه ی لحظه های من ...

امروز سالگرد ازدواج ماست ...

۲ سال گذشت ... الان ۲ ساله که ما زن و شوهر هستیم و با هم زندگی می کنیم ...

سالگرد ازدواجمون رو بهت تبریک می گم گلم و امیدوارم که از من ناراحتی به دل نگرفته

باشی و مثل همیشه کدورتا رو از دلت پاک کرده باشی ...

راستش رو بخوای نمی دونم چی بگم دیگه ...

فقط اومدم اینجا که بهت تبریک بگم و بگم که یه دنیا دوست دارم بهترینم ...

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت9:15توسط معشوق | |

میبوسمت میگی خداحافظ

این قصه از اینجا شروع میشه

من بغض کردم

تو چشات خیسه

دست دوتامون داره رو میشه

تو سمت رویای خودت میری

میری و من چشام و میبندم

میبینمت میری و لی میری نمیبینی

میبوسمت

 از من ولی دستاتو میگیری

چقدر تنهایی بده

بگو حال تو هم اینه

اگه این عشق کشته شه

پای تو هم گیره

قول داده بودم

به مرور زمان خوب شم

یکم انصاف داشته باش نزار خورد شم

ببین شاید الان بگی تقصیر ما نیست

این داستان عشقه تو تقویم تاریخ

ولی مگه میشه اینهمه خاطره رو کور کرد و

بعد نشت فقط فاتحش رو  خوند

نه نمیتونم توی کتم نمیره

مگه میشه عشق یک شبه عقب بشینه

بدون خالیه جات تا که تو پرش کنی

واسه آدمی که تو یه عمر تو بتش بودی

من که هرکاری کردم نری یه وقت

نه نمیدونم چرا یهو زدی بهم

من عاشقتم اینو انکار نکن

مثل فیلمی که هیچ وقت اکران نشد

اینجا یکی همدرد من میشه

اونجا یکی دستاتو میگیره

گفتی که میتونی بری امــــــــــــــــــــا

بغض تو دستاتو برام رو کرد

ما هردو از رفتن پشیمونیم

جون دوتامون زودتر برگرد

جون دوتامون....

میبینمت میری و لی میری نمیبینی

میبوسمت از من ولی دستاتو میگیری

 

 

 

امروز چهارمین روزیه که پدرم پیشم نیست ...

دارم دیونه میشم ...

خدایا ........................................................

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت20:33توسط عاشق | |

آخ که من فدای این شیطونه مهربون بشم

هی میاد آپ میذاره به من هیچی نمیگه

شیطونی دیگه چیکارت کنم !

سلام سلام و سلام به همه دوستای گل و بلبل و شوهری عسلم

امیدوارم همه خوب باشین

آره اومدیم مشهد ... و شاید واسه همیشه

اوضاع اونجوری که حدس میزدم نشد ولی بازم خوبه و شکر خدا

من و شوهری هر روز میریم سر کار تا شب

و حتی نمی فهمیم زمان چطور میگذره

چشم روی هم میزاریم روز ها و هفته ها و ماهها میگذرن و حتی خودمون باورمون نمیشه که نزدیکه دو ماهه اومدیم مشهد

اینم یه مدل از زندگیه

مهم اینه که با هم ایم و همو دوست داریم

راستتتتتتتتتتتتتتتیییییییییییییییییییییییییییی

ماشین خریدیم و من خیلی خوشحالم از این که گلم دیگه سوار موتور نمیشه که هم آفتاب پوست قشنگشو بسوزونه و هم جونش در خطر باشه و هر لحظه نگرانش باشم

دوستت دارم شوهریه گلم

شاد باشید ...

+نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت10:48توسط عاشق | |

 

سلام

 

خوبی گلی جونم؟

 

بیشتر از ۱ ماهه که اومدیم مشهد و خونه مون رو منتقل کردیم اینجا ...

 

زندگی مون حالا کم یا زیاد همه کنار هم داره میگذره ...

 

دیشب هم که با هم رفتیم حرم و دفعه اول بود که از وقتی اومدیم مشهد می رفتیم حرم ...

 

خلاصه این که خیلی خیلی دوست دارم ...

 

و تا بعد

 

یا علی

 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت16:33توسط معشوق | |

دوست داشتن او اگر گناه است ... من در قعر جهنمم ...!

 

سلام به تو ای نازنین ...

می دونم این روزا نگرانی هات زیاده ... منم شاید کمی نگران باشم ولی زیاد نه ...

کم کم باید بریم و اوضاع شاید بهتر از این بشه ...

میدونی که بالاخره نوبت روزای خوب ما هم باید بشه وگرنه :

 

عدالت خدا عدل کم خواهد داشت ...!

 

فکر نکن نخوندم حرفاتو ها ... خوندمشون .

 

دوستت دارم بهترینم ...

 

زندگی شیبی است و عشق سیبی است و

وای برحال آن که درعشق پایبند نظم

وترتیبی است ...

 

+نوشته شده در سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت14:20توسط معشوق | |

سلام ...

دو تا پست قبلی رو پاک کردم چون تو این وب همیشه خاطراتمون خوب بوده و تا به حال هیچ بدی بینمون نبوده

از گلم معذرت میخوام برای حرفایی که زدم و اینکه ناراحتش کردم

داریم به عید نزدیک می شیم

و به رفتنمون به مشهد

از ۱ فروردین باید بریم مشهد واسه کار و زندگی

نمیدونم چه اتفاقی می افته و از این نظر خیلی نگرانم

این روزا که میگذرن هر روز نگران تر میشم

همه چی رو سپردم به خدا

میدونم اون هیچ وقت بد منو نخواسته و نمیخواد

و تا به حال هر چی رو بهش سپردم به بهترین نحو انجام شده

امیدوارم بازم کمکم کنه

امسال ما هم مثل خیلی ها سبزه عید ریختیم و خونه تمیز می کنیم و شدیم واسه خودمون یه پا خونواده

امسال واسه ما سال خوبی نبود

امیدوارم سال آینده بهتر باشه

واسه شما هم !

پیشاپیش عیدتون مبارک

شاد باشید

+نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت12:54توسط عاشق | |